تبليغاتX
KHthe_bestforalltheworld*

سلامی به رنگارنگی پاییز و به سردی باران های ناتمام پاییزی که با هر لحظه باریدن من هم میبارم و اشک میریزم . پاییز گوارای وجودتان ....  امروز تولده مامان جونمه ... کلی مبارک باشه .... الان مهمونا میان

با درس و مدرسه ها چی کار میکنید ؟؟؟؟؟ فکر نمیکنم از ما بدبخت تر باشید که جمعه ها هم به مدرسه میریم .  واقعا که این مدرسه آخرشه . من که دلم خیلی برای همه شماها حرف زدن باهاتون و کلا اون جو همیشگی که در سال های قبل پررنگ تر بود تنگ شده اما حیف که این زمان هست که میگذره و بیشتر اوقت این ما آدما هستیم که عقب میمونیم و زمانی به خودمون میایم که دیگه خیلی دیر هست . و میفهمیم که نمیشه زمان رو به عقب برگردوند و تازه میفهمیم چه روزها و چه ثانیه هایی رو از دست دادیم . اون روزهای خوشی که در کنار دوستانمون رو داشتیم هیچ وقت قدرشو ندونستیم و با شکایت کردن گذروندیم و امروز حسرت یکی از اون ثانیه ها به دلمون مونده ....

من خیلی دوست دارم که بتونم زود به زود بیام و برای شما آپ کنم اما خب هم مطلبی نیست و هم اینکه از همه مهم تر وقتش پیدا نمیشه اما من تمام سعی خودم رو میکنم .... امروز فقط برای اینکه اومده باشم و آپی کرده باشم تصمیم گرفتم در مورد ماجراهایی که تا به حال گاه و بی گاه اتفاق افتاده در مورد کامران و هومن و جالب و قابل گفتن بوده حرف بزنم .... امیدوارم که شما ها هم لذت ببرید ....

 

این روزها خوشحالم که دوستان اینترنتی رو میبینم ... داره هی به تعدادشون زیاد میشه

 

خب ... من سعی میکنم جوری تعریف کنم که تمام هیجانی که اون لحظه برام به وجود اومده در شما هم به وجود بیاد .... البته این ها فقط جز مختصری از اتفاقاتی هست که برای من افتاده ..... یا در واقع بهتره که بگم در مورد اسم هومننننننننننننننننننننننن یا شاید هم کامرااااااااااااااااااااااااااااااان ....

 

پارسال شب قدر بود که فکر میکنم خدا بالاخره جواب یکی از بزرگترین خواسته های من رو داد و من تونستم اون کسی رو به اندازه توصیف ناپذیری دوست داشتم ببینم .... البته اینم بگم که اون آدم از فنای کامران و هومن بود و الان دیگه نیست .... فکر کنم که دیگه فهمیدید کیههههه ؟؟؟‌ ما به .... رفتیم و دیگه جزئیات رو بیخیال ... همون طور که اونجا در حال قدم زدن و صحبت بودیم یه دفعه یک خانومی بلند صدا زد هومن .... منو اون رو میگی به هم نگاه کردیم و به سمت صدا برگشتیم و یک بچه کوچولوی خوشمل رو دیدیم که اسمش هومن بود .... راستش اون لحظه جز جیغ زدن کاری نکردیم اما با وجود اینکه برای اون شب خیلی دل تنگم اما این یک خاطره شیرین اون شب و با هم بودنمون بود ....

خب براتون از خیابون گیشا بگم ..... خب این یک روال عادی هست که ما هر وقت میریم نمایندگی سواچ یا پیتزا دهکده پدر من به طور خودکار میدونه که باید از خیابون 31 عبور کنه ..... شما هم که میدونید چرا ؟؟؟؟؟ بابا خونشون بوده دیگه ..... اون موقع هست که اون جمله ی مریم یادم میاد که میگه وقتی کتاب فارسی اول دبستان رو میخونم حس خوبی بهم دست میده که من همون کتابی رو میخونم که تو خوندی ... البته این عین جمله نیست اما در کل این معنا رو میده این برای من هم خیلی شیرینه که پا توی خیابونی بذارم که 20 سال پیش کسی که عاشقشم توی این خیابون زندگی میکرده و پا بر این خیابون گذاشته و ما هروقت از اونجا رد میشم ناخودآگاه بغض میکنم . جالب اینجاست که تو همون خیابون گیشا یک رستوران مک دونالد هست و شما هم میدونید که هومن عاشق همبرگر مک دونالد هست ..... جالب تر اینه که از انتهای گیشا که وارد بزرگراه جلال آل احمد که بشی کارواشی به اسم هومن هست که هر وقت من ذوق میکنم مامانم  فقط نگام میکنه و میخنده خب البته زیاد مهم نیست چون مهم اینه که من هر وقت به این اسم فکر میکنم ناخوداگاه تمام بدنم میلرزه و اصلا پشیمون میشم از فکر کردن بهش ..........

یک بار من توی یک مهمانی خیلی رسمی نشسته بودم و مشغول به میل کردن شیرینی بودم ... البته شیرینی ها توی ظرف چیده شده بودند اما جعبه شیرینی هم در گوشه ای از سالن بود چشمتون روز بد نبینه در همون لحظه ای که همه منو زیر نظر داشتند چشم من که فقط اسم هومن رو میبینه باز هم هیپنوتیزم اسم هومن شد و دید که روی جعبه نوشته شیرینی سرای هومن و یک دفعه بلند داد زدم اه هومنه !!!!!!!!‌ همه که مشغول حرف زدن بودند ناخوداگاه به سمت من برگشتند ..... وایییییییییی چه قدر من ضایعم ... هر چه قدر هم سعی کردم آدرسشو بفهمم نشد ... گفتیم یاد بگیریم هی بریم ازش خرید کنیم ... به نگین خواهرم گفتم برو ببین بیا بگو که از شانس بدم اون موقع سواد نداشت .... آخه پارسال بود .... البته من به این نتیجه رسیدم همه هومن ها به جز یکی هومن خودمون و یکی هم یه بنده خدای دیگه انقدر زشت و بی ریخت هستند که آدم رغبت نمیکنه نگاهشون کنه ..... (البته ببخشیدااااااااااااااااااااااااااااا )‌

خب فکر میکنم برای این دفعه خیلی زیاد شد ...... به خودم اومدم دیدم چه قدر نوشتم .... البته این حتی 3/1 اتفاقات هم نبود باید بگم که فقط به من بخندید که انقدر سوتی هستم ..... یه ذره کنترل نفس ندارم که ... بیچاره مامان بابام ............... تازه همه این ها فقط در مورد اسمش بود حالا اگر بخوام در مورد خودش بگم که هیچی آبروی چندین ساله من میره .....

امیدوارم که خوشتون اومده باشه میدونم که شماها هم از این اتفاقات زیاد داشتیییییییددد ... اینا هم برای خودش شیرینی داره دیگه ......

در مورد نوشتن داستان در بلاگ هم باید بگم من نمیتونم تصمیم بگیرم که بذارم تو وب یا نه ..... به زودی تصمیم میگیرم و به شما خبر میدم .... بالاخره باید با آقامون مشورت کنم .... اجازشون رو کسب کنم ... همین طوری که نمیشه ... در ضمن منظورم از آقامون هومنه ... یه وقت منحرفی نگیرید .... من پاکتر از برگ گلم ... (جون عمم )

خب دیگه خیلی زیاد حرف زدم .... همتون رو یه دنیا دوست دارم...... دلمم برای همگی تنگ میشه ...به زودی برای تولدم آپ میکنم  امیدوارم که همواره یاد من باشید و به من سر بزنید نه اینکه با کمرنگ تر شدن حضورم حضور شماها هم کمرنگ بشه .... قربان همگی فعلا بای بای  

+ wrote at  Tue 23 Oct 2007ساعت 3:56 PM  BY khthe_bestforalltheworld | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وقتي تورو کم دارم
سينه اي پر از غم دارم
وقتي تورو کم دارم
دلم گرفته ماتم دارم
وقتي که سينه اي نيست
براي سرسپردن
وقتی قمار عشقو اين دل غافل من

"""بيا که غير از عشق تو عشق دگري نيست"""

From "M.M" To My dear LOVe KAMRAN HOOMAN"

نوشته های پیشین
هفته سوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
نویسندگان
khthe_bestforalltheworld
khthe_bestforalltheworld
پیوندها
سایت رسمی کامران هومن
KHthe_bestforalltheworld 's weblog 4 K&H
KHthe_bestforalltheworld 's GROUP
نیلوفر و داستان زیبا
ژابیز جان و KH
مروارید جان و KH
نیوشا جان و KH
سرینه جان و KH
آلیسا جان و KH
یاسی جان و KH
مانا جان و KH
الناز جان و KH
ماهی جان و KH
مهدیه جان و KH
پگاه جان و KH
آرامیس جان
روشنک جان و KH
افروز جان
خواهران گلزار
روشنک جان
میشا جان
هانا جان و KH
نازی جان و KH
نگین جان و KH
مهساجان وKH
نیلوفر و نازنین جان و KH
KAMRAN & HOOMAN MY REASON 4 LIFE
ریحانه جان و KH و شهریار
ملی عاشق کامی
شمیم جان و KH
افسون جان و KH
روجا جان و KH
منبع والپیپرهای کامران و هومن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes example: